واکسن چهارماهگی و ...
عشق مامان دو روزه که مریض شدی و تو ازمایشت معلوم شد روده ات عفونت داره،حالا چطوری گرفتی خدا میدونه. خداروشکر حالت ظاهرا خوبه با اینکه بعضی وقتها حال نداری ولی لبخندتو میزنی. دیشب اشکم دراومد اخه گلم،من طاقت مریضیه تورو ندارم،وقتی با چشمهای بی حالت نگاهم می کنی دلم میخواد بمیرم. حالا این وسط وقت واکسن چهارماهگیت هم بود دلم نمیومد واکسن بزنی و دوباره بی حال بشی ولی خوب چاره ای هم نبود،این بود کهبردمت جایی که واکسن بدونه درد میزنن،که خاله سارا (یکی از دوستای خوب نی نی سایت) بهم معرفی کرد.دستش درد نکنه،تو نه موقع واکسن اذیت شدی و نه پا درد گرفتی تا الان هم خداروشکر تب نکردی. خدا کنه زودتر خوب بشی ... ...
نویسنده :
مامان الهه
2:00
چهارمین ماهگرد تولد زیبایت
انشاالله هزار ساله بشی کوچولوی دوست داشتنی مامان کیک این ماهو خاله تارا برات گرفت .(دستش درد نکنه) ...
نویسنده :
مامان الهه
18:33
دومین مسافرت با تو
8.9 تا 8.11 دومین سفرت بود،همراه با خانواده خاله الهام و دایی علی رضا رفتیم شمال(رامسر) با اینکه فکر میکردم هوا سرده و کلی لباس گرم برات برداشتم ولی هوا عالی بود تو هم که کلا اقا،اصلا اذیت نکردی .تازه سوار تلکابین و سرسره شدی(البته در حد عکس گرفتن اونم تو بغل ایلیا)قربونت بشه مادر که بازم باعث شدی کلی خوش بگذره
نویسنده :
مامان الهه
15:46
عروسک کوچولوی تو
دیروز همبازیت شده بود یه عروسک کوچولو انقدر خوشگل باهاش ارتباط برقرار کرده بودی،باهاش حرف میزدی،بعد دستاشو گرفتی و بردی سمت دهنت شایدم فکر کردی میتونه غذای خوشمزه ای باشه چون وقتی ازت گرفتم چنان گریه ای کردی که ترسیدم بعد که بهت دادمش ساکت شدی!!!اخه تو از الان این کارهارو میکنی من می میرم برات خوشمزه اینم عکس عروسکت ...
نویسنده :
مامان الهه
9:10



